او۲۴ وهمسرش ۳۰ساله هست ودارای یک فرزند دوساله٬هر دو کار می کنند٬دارای مدرک یا تخصص خاصی هم نیستند٬تمام وام خرید خانه توسط بانکی که حقوق ودستمزد ماهیانه اش به آنجا وار یز می شود داده شده هست٬ البته مشترک با همسرش.
به یاد همکار سابقم در تهران می افتم ٬ او هم یک خانوم متاهل ۲۶ساله که مهندس شیمی بود ٬روزی با بغض وعصبانیت می گفت۲سال هست که با همسرم ازدواج کردیم وتمام کادوهای نقدی ومالی دوستان وخانواده را به اضافه وام کوچکی که از شرکت گرفتیم روی هم گذاشتیم و برای ودیعه و پیش پرداخت خانه اجاره ایی دادیم٬همسرم هم در ۲ شرکت صبح و بعد از ظهر کار میکند خیلی اوقات همدیگر را خوب نمی بینیم٬فقط جمعه ها آنهم برای رتق وفتق امور خانه٬خر ید هفتگی واستراحت آماده شدن دوباره برای یک هفته کار.....خیلی وقت هست که حتی تفریحی در حد یک سینما رفتن هم با هم نداریم.تازه هر وقت که شرکت کمی دیر حقوق می دهد باید با آقای صاحبخانه هم کمی مشاجره لفظی داشته باشیم..........

خیلی وقت بود که دوست داشتم از این کشور ارو پایی که در آن زندگی می کنم نکات ومطالبی را بنویسم اما هر بار به دلیل اینکه فکر می کردم ممکن هست سوء تفاهماتی برای برخی از دوستان یا هموطنان پیش آید دست نگهداشتم و یا به بعد موکول کردم .اجازه بدید بیشتر از این به توضیحات نپرداخته بلکه به انگیزه ها وهدف وبلآخره شاید به موضوع و یا حداقل به نوع دیدگاه و یا زاویه دیدی که حداقل من ایرانی در اینجا دارم وهر روز با دیدن آدمهای اینجا -نوع زندگی شان -کار-امکانات......................... ودر کل سیستم اینان ٬هرازگاهی ذهنم به سرعت به وطنم سر می زند ومقایسه می کند که ما کجا ییم واینان کجا! وچرا؟
خیلی اوقات دوستان یاد آور و یا گله مند می شوند که اصلآ آیا مقایسه یا سنجیدن کشور ما با چنین کشورهایی آیا در اصل می تواند صحیح باشد یا نه.
بطور کلی من میگو یم ما انسانهای روی کره زمین چقدر می توانیم در زندگی کردن متفاوت باشیم وچرا٬ البته بیشتر منظور در بهره گیری از مواهب زندگی هست که به مراتب در کشور ما بیشتر دیده میشود٬بخصوص وقتی بحث و صحبت پیش می آید نه فقط دولتمردان ما بلکه خودمان هم در خیلی موارد ادعا دار یم٬پس چرا در عمل اینطور نیست؟!!!
اجازه بدید تا در سلسله مطالبی که از این به بعد در این رابطه می نو یسم با هم باشیم تا به مرور بیشتر در این رابطه بنو یسم ونظرات شما را هم داشته باشم تا ببینیم آیا میتوانیم ما هم در کشور خود از مواهب زندگی وامکانات عظیمی که دار یم استفاده کنیم ودر نهایت بیشتر از زندگی مان لذت برده ومشکلات عدیده را از پیش پای برداشت؟

از روزهای جوانی که گاهآ به قولی سر به آسمان می سائیدیم تا امروز انگار هزاران سال میلادی یا شمسی گذشته بود ولی حادثه ها آنچنان سریع وبه ناگهان اتفاق افتاد که انگار همین دیروز بود به ناگاه هر روز مردم در خیابانها بودند واژه ها -کلام ها-سرودها وهمه همه تغییر یافت. برای ما که در اوج جوانی بودیم٬ تازگی داشت همه چیز:گروه ها-نشریات-آزادی-عدالت-استعمار-امپریالیسم-چپ ٬راست٬لیبرال-سازشکار وهمه واژه ها....
دنیای دیگری را به ما وعده میدادند٬دنیایی که همه زشتی های گذشته را میخواست به ناگاه پایان دهد وبه زودی دنیای بهتری را بسازند.اماسراب شد.در هر چرخش وهر مرحله رنگی دیگر زدند وما در این بازار شاید حتی وقت نکردیم حیران بمانیم وبه خواب رفتیم خوابی عمیق..
وقتی بیدار شدم دیگر هیچ برایم نمانده بود .
.jpg)

در تو اين قصه پرهيز که چه
در من اين شعله عصيان نياز
در تو دمسردي پاييز که چه
حرف را بايد زد درد را بايد گفت
سخن از مهر من و جور تو نيست
سخن از متلاشي شدن دوستي ست
و عبث بودن پندار سرور آور مهر
ارسال از یک دوست بدون ذکر منبع
البته نا گفته نماند تلاش هم میکنند کمی در زمینه انرژی هسته ای-کمی بعضی اوقات مذاکره با شیطان بزرگ٬نمیدانم آقای لاریجانی در آستانه آمدن وزیر خارجه خانوم کاندوليزا رايس در عربستان چه می کند.اینهمه ادعا های پرطمطراق اما هنوز بنزین وارد می کنیم.اینهمه فحاشی وگفتن امریکا ال هست وبل وهیچ غلطی نمیکند٬در عراق نفرات ما را دستگیر می کنند آب از آب تکان نمی خورد.تازه شورای امنیت وسازمان ملل را که قبول نداشتیم برای آنان نامه می نویسیم ٬شما که می گفتید اینها همه زیر سیطره امریکا هستند.
آیا نباید بلآخره با خود صادق باشیم وبفهمیم وبه مردمان بگوییم کجا را اشتباه کرده ایم وبیراهه رفته ایم؟ آخه چند سال تا کی؟
دردهای مردم چی؟ کی میروید به سراغ مشکل بیکاری-گرانی-مسکن٬........البته نه درحرف بلکه درعمل آنهم به واقع.همین امروز هم که شروع وانجامش دهید دیر هست تا چه رسد با حرف و وعده یا مانع تراشی به تعویق افکنید٬این گوی واین میدان اگر مرد عمل هستید.




