تبليغاتX
رهگذار عمر
شنبه بیست و پنجم آذر 1385
در هیاهوی زمانه

 ترنم هوای بارانی   

   لحظه ای٬ درنگی٬

 بستن دریچه های چشم و پلکها 

 دمی آسودن

صدای نفس هایم را می شنوم 

 دلتنگ  خودم

 هوای خزررا  میخواهم

    دریای شمال

٬ صدای پرندگان ومرغان هوایی

صدای همهمه مسافران تابستانی  

    صدای پسرک های کنار خیابان :  آقا  اتاق خالی

در بعد ازظهر گرم مرداد 

 صدای غوکها٬جیرجیرکها

ولولیدن ماری در رودخانه ای 

 وآنطرف تر عده ایی

 تنشان را به همان آب می سپارند 

گم کرده ایم روزها را در پی حوادث سال 

    ما دچار انقراض نسل شده ایم

نوشته شده توسط نوید در 12:26 | | لینک به این مطلب
شنبه هجدهم آذر 1385
کاشکی
ای کاش میشد همه روزهای کهنه و بد رو فراموش کرد٬ای کاش میشد خیلی سریع با یه نگاه تازه به زندگی  نگاه کرد.ایکاش میشد از این عمر باقی مونده وگریزنده خیلی بهتر استفاده کنیم. ایکاش میشد مثل روزهای بچگی وقتی نفس میکشی ٬نفست پر بشه از عطر هوای خوب گلهاو طعم گیاهان سنتی قدیم که از مادر برامون به یادگار مونده ورسیده بود.ایکاش نمی شنیدیم حرف وحدیث های  این روزهارو که گوش فلک رو کر میکنه اما برای این مردم ما حتی ببخشید یه (تنبون) نمیشه.ایکاش میشد زندگی برای همه ما یه جان تازه ای می گرفت وٌصبح ها که از خواب پا می شدیم شادی و انرژی از سر وکوله مون می ریخت یا شاید بالا می رفت ووقتی همدیگر می دیدیم با یه نگاه٬ وقتی چشم هامون رو به هم می دوختیم یا به هم لبخند می زدیم قند تو دلمون آب میشد و........

Spring time

stream__Sat-03-Jul-2004_07:57:36

نوشته شده توسط نوید در 12:43 | | لینک به این مطلب
سه شنبه چهاردهم آذر 1385
سفر به خیر

 

 به کجا چنین شتابان ؟
 گون از نسیم پرسید
دل من گرفته زینجا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان ؟
 همه آرزویم اما
 چه کنم که بسته پایم
 به کجا چنین شتابان ؟
 به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم
سفرت به خیر !‌ اما تو دوستی خدا را
چو ازین کویر وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران
 برسان سلام ما را           ازشفیعی کدکنی

نوشته شده توسط نوید در 18:29 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه هشتم آذر 1385
دوباره از ایران
تهران، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۵/۰۹/۰۸‬

داخلي. اجتماعي. گزارش. ايدز.

از: ليلا خطيب زاده
چهار سالي مي‌شود كه از صبح تا ظهر در كوچه پس كوچه‌هاي يكي از محله‌هاي شهر تهران به دنبال معتادان تزريقي و كساني كه رفتارهاي ديگر پر خطر دارند، مي‌گردد.

به همراه دوستانش برايشان سرنگ ، آب مقطر، ملاقه، چسب زخم، شامپو (به قول خودش دو مدل شامپوي معمولي و ضد گال و شپش) و كاندوم مي‌برد.

"داود.س" كه خود نيز زماني معتاد تزريقي بوده، مي‌گويد: "برخي از آنان ديگر رگي براي تزريق برايشان باقي نمانده، زخم‌هايي بر مي‌دارند كه گاهي عفوني و بدبو هم مي‌شوند. چون دوره كمك‌هاي اوليه ديده‌ايم ، زخم‌هايشان را هم پانسمان مي‌كنيم."
داود ‪ ۳۵‬ساله ، چهار سالي هست كه اعتيادش به هروئين و تزريق ناشي از آن را ترك كرده و خود نيز جزو يك تشكل غيردولتي تحت عنوان "انجمن كاهش خسارات اعتياد" شده كه هدف اين انجمن پيشگيري از ايدز و ديگر بيماري‌هاي عفوني است.

داود، از مزاحمت‌هايي كه برخي برايشان در حين گشت زني و يافتن معتادان تزريقي ايجاد مي‌كنند، مي‌گويد: "براي خيلي‌ها اين موضوع جا نيافتاده كه هدف ما از پيدا كردن معتادان و كمك به آنان چيست ؟". "گاهي ناجا جلوي ما را مي‌گيرد و گاهي هم مردم ما را مورد شماتت قرار مي‌دهند كه براي چه به معتادان، كمك مي‌كنيم."
مي‌گويد: توضيح دادن براي مردم خيلي سخت است كه چرا به تزريقي‌ها كمك مي‌كنيم. اما هر چه باشد كار خودمان را مي‌كنيم چون مي‌دانيم براي چه به آنان سرنگ رايگان مي‌دهيم."
داود، به افسانه‌اي اشاره مي‌كند: " روزي روزگاري سربريده‌اي در جوي آبي، همراه با جريان آب مي‌رفت. آن سر بريده، پي در پي با خودش مي‌گفت، "بد است ولي بدتر نشود. " رهگذري كه از آن سو مي‌گذشت، با تعجب به سر بريده نگاهي انداخت و گفت: تو كه از تن خود جدا شدي مگر از اين هم بدتر مي‌شود؟!" آن سر بريده، مي‌گويد: "بدتر هم مي‌شود و دعاكن كه بدتر نشود." " و در حين سخنان سر بريده‌بود كه آن سر، به همراه آب جويبار به سمت آسيابي آبي مي‌رود و در ميان پره‌هاي آسياب، خرد مي‌شود و اين بار اين رهگذر است كه با خودش مي‌گويد: بد است ولي بدتر نشود."
و اين افسانه، انگيزه‌اي مي‌شود براي داود و همراهان وي كه معتادان را بيابند و به آنان كمكي اندك كنند.

داود پس از بازگو كردن اين افسانه ادامه مي‌دهد: حكايت اين افسانه حكايت "اعتياد" است كه در اين جامعه بيداد مي‌كند و به روايتي " بد است ولي آنچه كه بدتر از اعتياد است ، ايدز است."
وي، تاكيد مي‌كند: به‌عنوان مثال ، سرنگ‌هاي مشتركي كه معتادان مصرف مي‌كنند خود عاملي است براي انتقال ويروس ايدز.

داود، معتقد است كه دادن سرنگ رايگان به اين معتادان ، قدمي هر چند كوچك براي پيشگيري از ايدز در ميان معتادان تزريقي است.

معتادان تزريقي در برخي از كشورها، دومين موج انتقال ‪ HIV‬و در كشور ما به‌عنوان اولين موج انتقال ويروس بيماري ايدز تلقي مي‌شوند.

به‌گفته كارشناسان، مطالعات دركشور بيانگر آن است كه ‪ ۳/۲‬ميليون تا شش ميليون معتاد در كشور وجوددارند كه ‪ ۱۰‬درصد افرادبصورت تفنني از موادمخدر استفاده مي‌كنند و ‪ ۲۵۰‬تا ‪ ۳۵۰‬هزار نفر از آنان معتادان تزريقي هستند از سوي ديگر ‪ ۲۵‬تا‪ ۳۵‬درصد از معتادان تزريقي در كشور، ‪ HIV‬مثبت (آلوده به ايدز) هستند.

بررسي‌ها نشان داده كه معتادان تزريقي ترجيح مي‌دهند، هنگام نياز به مواد مخدر، تزريق را به‌صورت فردي و اورژانسي در هر مكان و با هر سرنگي انجام دهند.

همچنين در يك مطالعه، مواد ضد عفوني‌كننده براي پاكسازي سرنگ‌ها قبل از مصرف مجدد درميان گروه‌هاي معتاداني كه از سوزن مشترك استفاده مي‌كردند ، توزيع شد و بررسي‌ها نشان داد كه در گروه معتاداني كه شيوع كم ‪ HIV‬را داشتند، اين اقدام در پيشگيري از آلودگي ، موثر بود.

آنچه تاكنون بيش از همه مورد توجه كشورها بوده ، برنامه توزيع سوزن استريل بين معتادان است تا از سوزن‌هاي مشترك استفاده نكنند و اين برنامه سبب كاهش انتقال ويروس ايدز شده‌است.

كارشناسان معتقدند كه گسترش تزريق مواد مخدر با سرنگ مشترك به عنوان يكي از راه‌هاي انتقال ويروس ايدز است كه سبب جلب نظر متخصصان به پيشگيري از ايدز در ميان معتادان تزريقي شد.

به عقيده آنان در ايران موارد آلودگي به بيماري ايدز در ميان معتادان بسيار است و متاسفانه اين روش انتقال افزايش چشمگيري در سال‌هاي ‪ ۷۵‬و ‪۷۶‬ داشته و موارد آلودگي از موارد ناچيز به بيش از ‪ ۹۰‬درصد رسيد.

يك پژوهشگر هنجارهاي اجتماعي نيز در اين خصوص گفت: بايد در درجه اول از گسترش استفاده از سرنگ و سوزن مشترك ميان معتادان تزريقي جلوگيري كرد.

" فرهاد اسكندري " افزود: عمده افراد درمعرض خطر بيماري ايدز، معتادان تزريقي ، همجنس بازها، افراد با شركاي جنسي متعدد، دريافت‌كنندگان خون آلوده و فرآورده‌هاي خوني آلوده، زندانيان، مهاجران، پناهندگان و نوزادان مادران مبتلا هستند.

اول دسامبر برابر با ‪ ۱۰‬آذرماه تحت عنوان " روز جهاني مبارزه با ايدز" ناميده شده‌است.

نوشته شده توسط نوید در 17:8 | | لینک به این مطلب
سه شنبه هفتم آذر 1385
چند خبر از ایران
نمیدونم چرا معمولآ روزهای تعطیل که میشه کمتر میخوابم٬اما خودم احساس می کنم که میخواهم بیشتر بیدار باشم واز زندگی لذت ببرم ٬انگار روزهای تعطیل خوابیدن زیاد رو مترادف با از دست دادن زندگی وزمان میدونم.همین هفته گذشته نمیدونم روز شنبه یا یکشنبه صبح بوده٬از خواب که ساعت ۵ بیدار شدم دیگه دلم نمیخواست بخوابم ٬اول از خودم پذیرائئ صبحانه کردم بعدش هم جعبه جهان نما رو روشن کردم (تلویزیون).یکی دوساعتی که گذشت کانال تلویزیونی شبکه خبر  ایران رو گرفتم ومشغول تماشا شدم.وقت اخبار پزشکی ساعت ۱۰ صبح به وقت ایران بود که گوینده زن  پس از چند خبر  مختلف به نقل از منابع پزشکی  اعلام کرد که روزانه دونفر جان خود را در هنگام جراحیهای زیبایی در ایران از دست می دهند ومتعاقب آن اعلام نمود ایران از نظر انجام جراحی های زیبائئ مقام اول در دنیا را دارد .ودر آخر اخبار نیز مصاحبه ای با رئیس انجمن داروسازان ایران در رابطه با الگوی مصرف دارو در ایران داشت که بطور خلاصه طی اظهار مطالب مختلف اعلام نمود در گذشته بیشترین مصرف دارو  وسفارش مربوط به داروهای مسکن بوده ولی در سالهای اخیر داروهای اعصاب وروان واسترس وافسردگی بیشترین مصرف وسفارش را داریم.حال اگر اینها را کنار هم بگذاریم میتوان گفت چه به سرمان  آمده است؟جالب اینست که در کشورهای اسکاندیناوی زنان نه آرایش می کنند نه جراحی زیبائی. به ندرت در اینجا می شود دید کسی آرایش کند و..............................................................

 

نوشته شده توسط نوید در 15:4 | | لینک به این مطلب
جمعه سوم آذر 1385
* شوخ طبعي و سلامت روان

روان شناسان نامدار ، آن گاه که درباره سلامت روان بحث مي کنند ، شوخ طبعي را يکي از ويژگيهاي مهم افراد سالم مي شمرند . براي نمونه به ديدگاه آبراهام مازلو روان شناس معروف معاصر ، اشاره مي کنيم .

 مقاومت در برابر فرهنگ پذيري و فشار هاي اجتماعي-

مازلو معتقد است که شوخ طبعي افراد کاملاً سالم ، با شوخي کردن و خنديدن افراد عادي تفاوت دارد . اشخاصي که از سلامت روان کمتري برخوردارند ، به سه گونه شوخي مي خندند 

 شوخي خصمانه که لازمه اش آزار کسي است  -

 شوخي برتري طلبانه که به تحقير شخص يا گروهي ديگر مي پردازد -

 شوخي عصيان در برابر قدرت که نشانه هاي ضعف و وقاحت را با خود دارد -

شوخي خواستاران خودشکوفايي ، در عين اينکه فيلسوفانه است و به کل انسانها بازمي گردد ( نه به يک فرد خاص ) ، غالباً  طنزي است آموزنده و علاوه بر خنداندن ، نکته اي در آن هست ؛ طنزي است انديشمندانه که به جاي خنده بلند ، تبسم و سرتکان دادني حاکي از فهم و ادراک را در پي خود مي آورد . اين گونه طنز تنها مورد تحسين کساني قرار مي گيرد که به همان پايه ،‌از سلامت روان برخوردار باشند

پژوهش هاي اخير ، ثابت کرده است که شوخي هاي سالم ، يکي از بهترين راههاي مقابله با فشارهاي زندگي است . خنده ، بر فعاليت سازنده قلب مي افزايد ، امواج مغزي را نظم مي بخشد ، ريتم هاي تنفسي را اصلاح مي کند و ادراک از درد را کاهش مي دهد .

شوخي و خنده اي که از انگيزه هاي سالم بر مي خيزد ، تراوش هورمونهاي مربوط به فشار رواني را کم مي کند و توان سيستم ايمني بدن را بالا مي برد . از اين رو ، حتي در بيماري هاي وخيم و مهلک ، شوخ طبعي کمک مي کند تا بيمار با شادي و آرامش بيشتري زندگي خود را سپري کند

بذله گويي ، خنديدن و خنداندن ،‌ راههاي مثبتي براي ابراز هيجانهاي خوشايند و نيز عوامل مؤثري براي غلبه بر ترس و ترديدها هستند . با شوخ طبعي متعادل و درست ، مي توان با ديگران پيوند دوستي برقرار کرد و از شعله ور شدن زبانه خشم ، جلوگيري نمود ؛ چرا که غيرممکن است خنده و خشم را با هم بياميزيم و در حال بذله گويي بر سر کسي فرياد بکشيم

حال که مزاح و خنده تا اين اندازه بر سلامت روان ، تأثير مثبت دارند ، بياييد به استقبال اين داروهاي رايگان   برويم و با سهيم کردن دوستان و آشنايان در موضوعات خنده آور ، شادي خود را چند برابر کنيم.(از سایت http://www.irib.ir/health/html/Healthy-Habits-850613.htm)

نوشته شده توسط نوید در 18:42 | | لینک به این مطلب